رویاهای صورتی
دیدگانت را ناباوری پرکرده است
بی گمان, بی گاه آمده ای
پاسی از درماندگیم گذشته است
میخواهند اعتراف دوست داشتنت را از من بگیرند
من میگویم: دوست داشتن از تعریف نشده هاست
تو میگویی: تعارف نکن
همیشه قصد آشوب را داشته ای
چاره ای نیست باید به گریستن هایت تکیه کنی
برای همیشه می روم ورویای با تو بودن را و خاطرات قدیمی ام را
عاشقانه مرور میکنم
دگر باره خویشن را به ترنم دلتنگی هایت بسپار
وچشمهایت را به رد نگاهم
وقتی ترا گفتم : خداحافظ
پایان شعر ناتمامم را سروده ام...
کاری به کار عشق ندارم
من هیچ کس و هیچ چیز را دیگر
در این زمانه دوست ندارم
انگار...
این روزگار چشم ندارن
من وتو را یک روز خوشحال و بی ملال ببیند
روزگار حسود است حسود....
رویاهای صورتی دو ساله شد![]()
بار اخر من ورق را بادلم بر میزنم
بار دیگر حکم کن
با دلت حکم کن
حکم:دل
هرکه دل دارد بیاندازد وسط
تا که دلهایمان را رو کنیم
دل که روی دل بیافتد عشق حاکم میشود
پس به حکم عشق بازی میکنیم
این دل من
رو کن حالا
دلت را...!
دل نداری!
بر بزن...
مهربان، خوب،قشنگ،
چهره اش نورانی است
گاه گاهی سخنی می گوید با دل کوچک من
ساده تر از سخن ساده ی من ،
او مرا می فهمد
او مرا می خواند
نام او ذکر من است
در غم و در شادی
چون به غم می نگرم
آن زمان رقص کنان می خندم ،که خدا یار من است
که خدا در همه جا یاد من است
او خدایی است
که مرا می خواهد

به یاد شمع رویت همچون پروانه میسوزیم تورفتی وما بجایت اندر این کاشانه میسوزیم
گهی اییم کنار قبر تو با دیده گریان گهی بایاد مهربانیهای تو درخانه میسوزیم
سلام بدجوری دلم گرفته امروز بدترین روز زندگیم بود آروم ندارم
هنوز صداش تو گوشمه که گفت :( بیتا مادرم مرد دیگه مادرم نیست) میخکوب شدم کلمه ها
رو گم کردم زبونم بند اومد فکر میکردم مثل هر روز که از سر کار میام زنگ زده که حرف
بزنیم اما نه امروز زنگ زد که بدترین خبر زندگیشو بهم بده همین امروز صبح بود که گفت
حالش خوبه و کمی خیالش راحت شده بود اما ...
اما نمیدونست تا چند ساعت بعد باید برای همیشه باهاش خداحافظی کنه آره مادر عزیزترین
کسم امروز بعد از تحمل چند وقت بیماری و رنج خیلی زیاد فوت کرد و تنهاشون گذاشت
عزیزم این مصیبت و اتفاق ناگوار رو به تو و خانواده ات تسلیت میگم
امیدوارم که غم آخرتون باشه وخدا بهتون صبر بده منم درغم خودت شریک بدون ...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ روحش شاد ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پ.ن:از همه دوستانی که به وبلاگ من سر میزنن خواهش میکنم برای شادی روح اون عزیز از دست رفته فاتحه بفرستن
این وبلاگ دیگر تا اطلاع ثانوی آپ نخواهد شد
براش دعا کنید که بتونه تحمل کنه و صبور باشه
خدانگهدار
من هيچ از زندگي مردم نمي دانستم و
به صداي دل مردم گوش دادم
مردم مي گفتند:
زندگي به قامت ديوارهاي بلند غم و مشكل دارد
مردم مي گفتند:
زندگي به وسعت درياها بزرگ اشك دارد
دل من هيچ نمي فهميد
ولي ...
ولي امروز من به باور قامت آن ديوار و وسعت آن دريا رسيدم ...

عمرتون 100 شب یلدا![]()
دلتون قد یه دریا ![]()
توی این شب های سرما![]()
یادتون همیشه با ما![]()
![]()
پیشاپیش یلدا تون مبارک...![]()
![]()

باور کن آنقدر از حوالی دلم گذشته ای
که چشمهای صبورم
از قطره قطره ی فاصله ها
متبرک می شوند
دیروز بی عشق
پشت هوای دلتنگی آینه ها
جا مانده بودم
نفرین
نفرین به این تنهایی ...
تو هرگزدلتنگی چشمانم را ندیدی
و تصویر خاموشی قلبم را در روشنای آرزوهایت
دیگر انتظارت را به انتظار نخواهم نشست
برو مسافر
جاده قدم های تو رادلتنگ است ...
من برگشتم ولی...
انگار کسی دلش برام تنگ نشده بود...![]()
پ.ن: ببخشید اگه دو هفته نبودم بیمارستان بودم دلم برای همه تون تنگ شده بود
شهاب جان چرا وبلاگتو حذف کردی اولین وبی که اومدم تو بودی ولی...
خیلی ناراحت شدم هر جا هستی برگرد منتظرتم...
گاه دلتنگ مي شوم
دلتنگتر از همه دلتنگي ها
گوشه اي مي نشينم
و مي شمارم
صداي شکستن ها را
نمي دانم من کدام اميد را نا اميد کرده ام
و کدام خواهش را نشنيدم
و به کدام دلتنگي خنديدم
که اين چنين دلتنگم
دلتنگم...
تو را هیچگاه نمیتوانم از زندگیم پاک کنم
چون تو پاک هستی
میتوانم تو را خط خطی کنم
آن وقت در زندان خط هایم برای همیشه ماندگار میشوی
وقتی که نیستی
بی رنگی روزهایم را
با مداد رنگی های یادت رنگ میزنم...

لمس کن کلماتی را که برایت می نویسم
تا بخوانی و بفهمی چقدر جایت خالیست
تا بداني نبودنت آزارم مي دهد
لمس کن نوشته هایی را که لمس ناشدنیست و عریان
كه از قلبم بر قلم و كاغذ مي چكد
لمس کن گونه هایم را که خيس اشك است
لمس کن لحظه هایم را
تویی که قدر روز ها را نمیدانی
لمس کن این با تو نبودن ها را
لمس کن ...
از هياهوي واژه ها خسته ام
من سكوتم را از اوراق سپيد آموخته ام
آيا سكوت روشن ترين واژه ها نيست؟
هميشه در خلوت مرگ را مجسم ديده ام
آيا مرگ خونسرد ترين واژه ها نيست؟
تا چشم گشودم از چشم زندگي افتادم
شبي ،شايد امشب زير نور يك واژه خواهم نشست
نام معشوقه ام را بر حواس پنجگانه ام خال خواهم كوفت
و هم زمان پايين آخرين برگ خاطراتم خواهم نوشت : پايان
قدرت فاصله ها را دیدم
باز من لبریزم
از فراوانی روئیدن گل
فکر بوئیدن گل
شب شبیه هوس است
شعر پرواز دل از این قفس است
مثل سروی آزاد
رقص پرده در باد
بستر خواب چه فرقی دارد علف تر باشد
یا که از زر باشد
این مهم است که خواب
خواب در چشم من آماده دیدار تو است...![]()

تو که در باور مهتابی عشق
رنگ دریا داری
فکر امروزت باش
به کجا می نگری
زندگی ثانیه ایست
وسعت ثانیه را می فهمی
می شود مثل نسیم
بال در بال چکاوک
بوسه بر قلب شقایق بزنیم
بودنت تنها نیست
تو خدا را داری
و من آرامش چشمان تو را ....
دوستت دارم لحظه اي که اسمت را بر زبان مي آورم
دوستت دارم زماني که دستت، دستانم را مي فشارد
دوستت دارم زماني که در کنار هم آينده اي مبهم را ورق مي زنيم
و زماني که از همان لحظه ها پلي مي سازيم براي دوست داشتن
دوستت دارم زماني را که در کنار هم نشسته ايم و گويي که
هيچگاه خيال برخاستن نداريم
دوستت دارم و لحظاتي که با تو هستم همانند زدن پلکي
سپري مي شود گمان کنم که اين عشق است
و همان لحظه اي که دستم در دستان توست
لحظه عاشقي....![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
امروز خیلی ناراحتم چون اولین وبلاگی که همیشه سر میزدم
وبلاگ نوید بود چون خیلی راحت و ساده و خودمونی می نوشت![]()
امروز بعد چند وقت با کلی ذوق و شوق اومدم نت که بهش سر بزنم
اما دیدم که وبش رو حذف کرده فکر کردم که ادرس شو اشتباه زدم اما....
نمیدونم چیشده یا چه اتفاقی افتاده ولی نباید اینکارو میکرد
پس ما چیکار کنیم
امیدوارم که زود برگرده چون همه ی ما منتظریم
و خیلی از نبودنش ناراحتیم
نوید خان اگه اومدی و این آپ رو خوندی خواهش میکنم برگرد
ما که همه دوستای خوبی هستیم درسته کاری ازدستمون برنمیاد
اما میتونیم سنگ صبوری باشیم که بتونی غم هاتو و ناراحتیاتو بریزی بیرون
میتونیم دلداریت بدیم وهمدردت باشیم
همه این خاطرات با هم بودن رو دور نریز![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
چه کسی صدا زد ,نوید ؟
همه ی ما دوستات صدات زدیم خیلی بده اگه جواب مونو ندی
و برنگردی پیش مون...!![]()
نگران نباش
چشم های ِ وحشی ِ مرا
هیچ نگاه هرزه ای رام نخواهد کرد ...
تو فقط
از مرز چشم های دلم ،
پا بیرون نگذار ...
می دانی
من هنوز هم در پس تمام اتفاق هایی که نیفتاده اند
می شکنم ...
چشم هایت را ببند
گوش کن
دخترکی دلش را بغل گرفته
و زیر آوار
ِ بغض های فروریخته اشجیغ می کشد ...![]()
![]()
![]()
نمیدونم شاید به آخر خط رسیدم ولی
دیگه چیزی به ذهنم نمیرسه که بنویسم...![]()
![]()
![]()
![]()
همه گویند این آخر غمت باد
مگر بعد تو دیگر ماتمی هست...!![]()
![]()
هر روز که میگذرد نشانم میدهد که چرا گریستم...![]()
![]()
![]()
پ.ن:امروز اصلا حوصله آپ کردن ندار م و نمیدونم از چی باید بنویسم
امروز تولدمه و لی اصلا حس خوبی ندارم کاش زمان به عقب برمیگشت و اصلا ...!![]()
۱)هر کس پس از نماز صبح یا نماز مغرب پیش از آن که برخیزد یا با کسی حرفی بزند
صلوات زیر را بخواند خداوند صد حاجت او را برآورده می سازد هفتاد حاجت در دنیا و
سی حاجت در آخرت !(امام رضا علیه السلام)
(ان الله و ملائکته یصلون علی النبی یا ایها الذین آمنوا صلوا
علیه و سلموا تسلیما" اللهم صل علی محمد النبی و ذریته)
۲)پس از نماز صبح پیش از این که حرفی بزنی صد مرتبه صلوات زیر را بخوان یا صد مرتبه
بر محمد و آل محمد صلوات بفرست خداوند روی تو را از آتش جهنم دور نگه میدارد(امام صادق)
(یا رب صل علی محمد وآل محمد و عجل
فرج آل محمد و اعتق رقبتی من النار)
۳)هرکس صلوات زیر را بعد از نماز ظهر بخواندخداوند تا یک سال هیچ گناهی برای اون نمی نویسد:
(اللهم اجعل صلواتک ملائکتک و رسلک علی محمد و آل محمد)
۴)هر کس صد مرتبه صلوات بفرستد خداوند صد حاجت او را برآورده می سازد(پیامبر اکرم)
۵) صلوات برای شفای بیماران لاعلاج و بیمارانی که پزشکان آن ها را جواب کرده اند:
(اللهم صل علی محمد و آل محمد کما بارکت علی ابراهیم )
پیامبر اکرم می فرماید:هر کس ۱ بار بر من صلوات بفرستدخداوند ۱۰ بار بر او صلوات
و درود میفرستد و هر کس ۱۰ بار بر من صلوات بفرستد خداوند براو ۱۰۰بار صلوات و
درود میفرستد و هر کس ۱۰۰ بار بر من صلوات بفرستد خداوند ۱۰۰۰ بار بر صلوات و درو د
میفرستد و هر کس که ۱۰۰۰ بار بر من صلوات بفرستد خداوند او را هرگز در آتش جهنم عذاب نمیکند
بهترین زمان فرستادن صلوات
در آخر روز پنج شنبه و شب جمعه ِجمعی از ملائکه از آسمان فرود می آیند که با ایشان قلم هایی
از طلا و نقره هست ودر آخر روز پنج شنبه و شب جمعه و روز جمعه تا وقت غروب آفتاب چیزی جز
صلوات بر پیغمبر وآل آن حضرت را نمی نویسند
(صلوات و درود در روز جمعه ۱۰۰۰ بار و درروزاهای غیر از جمعه ۱۰۰ مرتبه سنت است)
صلوات بهتری دعا برای:
برآورده شدن حاجات ـ شفای بیماران ـ پاک شدن از گناهان ـ نزدیک شدن به خداوند ـ
قبولی دعاها ـ وسعت رزق و روزی ـ و...
در صورت تمایل مطالب بیشتری برای شما در این مورد گذاشته میشود!
"اللهم صل علی محمد و آل محمد"
تولد 1 سالگی کلبه ی تنهایی هام مبارک

نینای عزیز -الهام جون ـ ترانه عزیز ـالی جونم که خیلی بهم لطف داره
آقا نوید ـآقارضا ـ آقای سید حسین نمازی ـ
آقای سید حسین رضایی که این اواخر واقعاهمراهم بودند و محسن عزیز ...
تقدیم به شما...

من ازت خيلي چيزا ياد گرفتم ...
ياد گرفتم به خاطر کسي که دوسش دارم بايد دروغ بگم.
ياد گرفتم هيچ وقت هيچ کس ارزش شکستن غرورمو نداره.
یاد گرفتم دل اونی رو که دوسش دارم هر روز به یه بهونه بشکنم.
ياد گرفتم گريه هاي هيچ کس رو باور نکنم.
ياد گرفتم بهش هيچ وقت فرصت جبران ندم.
ياد گرفتم هر روز دم از عاشقي بزنم ولي خودم عاشق نباشم ...
خوب ياد گرفتم نه ؟؟؟؟؟؟؟
معلم خوبي هستي ممنونم ازت....!

جا برای من گنجشک زیاد است ولی...
به درختان خیابان تو عادت دارم!![]()
اينجا من هستم؛ ، سکوتي شکسته و درهم بخاطر هر روز نديدن تو
اينجا من هستم ؛تهي از زندگي و روزمردگي،خاليتر از هميشه؛
با کلافي درهم و پيچ در پيچ معني سکوتم را با چشمانم برايت بارها فرستادهام
اينجا من هستم با آوازي که هرگز نشنيدي من هستم و سازي مبهم
اينجا من ماندها م تنها در پس اندوه صداي کهنه سازم من هستم و
گلي پرپر شده از عشقي کور من هستم و يکرنگي شکستهام
اينجا در شهري دور من ماندهام به انتظار هر لحظه که ميايي
در شهري خاک گرفته و غروبي تنگ ،که سينهام را هر آن ميدرد
اينجا من ماندهام و سرمايي که استخوانم را داغان کرده است
من هستم و سيمايي شکستهتر از هميشه
اينجا من هستم و خيال هميشگي چشمان تو،
حتي کلمات هم دگر از نوشتن دردهايم عاجزند...

به یاد شمع رویت همچون پروانه میسوزیم تورفتی وما بجایت اندر این کاشانه میسوزیم
گهی اییم کنار قبر تو با دیده گریان گهی بایاد مهربانیهای تو درخانه میسوزیم
سلام حسام جان ؛ می خواهم برایت از دایی بنویسم و چشمهای هر روز خیس از اشک او
٬و مادری که نمی دانی بعد از تو چه به سرش آمد و ازغم مرگ تو قلب بیمارش تاب نمی آورد
٬بهانه ات را می گیرد هر روز و هر شب که چرا نمی آیی ٬ چرادر کنارشان نیستی٬
صدات در گوشه گوشه ی خونه به گوش میرسه که میخندی و بلند بلند حرف میزنی
همش دعامی کنیم که این حادثه فقط خوابی باشه ...دایی نگرانی اش اندازه ندارد٬
می دانی که چقدر مغرور و محکم است اما می بینم شانه هایش را که خم شده
غم از دست دادن تو در عرض چند روز پیرش کرده٬باورش نمی شود که کاری از دستش
بر نمی آید و باید فقط تحمل کند٬. شب وروز دیگر برایشان مفهومی نداره دیگه بی تو زندگی
برایشان معنی نداره هر لحظه چشمشان به در است و منتظرند که در را باز کنی و برگردی ٬
آره تنها یکدانه ی عزیز دردانه ی خانه بودی نمیدانم بی توچقد تاب و تحمل داشته باشند
اما رفتی و تنهایشان گذاشتی .خودت می دانستی که چقدر عزیزبودی هیچوقت دست هات
از تو دستان دایی جدا نمیشد اما....الان دو هفته است که اونو تنها گذاشتی و به تنهاییش
و غصه و درداش فکر نکردی .دلم تنگ است برای دور هم جمع شدن و یک دل سیر خندیدن.
مثل همین عیدی که گذشت کاش زمان همان وقت متوقف میشد و تو هنوز در کنارمان بودی
هیچ کس مرگ تو را باور نکرده چراغ خاموش خانه همه را بی قرارکرده
اره حال این روزامون خیلی خرابه واینو میتونی از روزای سخت پدر و مادرت که در
حسرت مرگ جگر گوشه خود اشک می ریزند ببینی که خدا می داند که این اشک ها
یک لحظه این درد را التیام نمی بخشند اما چاره ای نداریم
و همه راضیم به رضای او....![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
روحت شاد ![]()
![]()
![]()

من تمنا کردم
که تو با من باشي
تو به من گفتي
هرگز هرگز
پاسخي سخت و درشت
و مرا غصه اين هرگز کشت...![]()
| Design By : Pichak |









