به یاد شمع رویت همچون  پروانه میسوزیم          تورفتی وما بجایت اندر این کاشانه میسوزیم

گهی اییم  کنار قبر تو با دیده  گریان                      گهی بایاد مهربانیهای تو درخانه میسوزیم

سلام حسام جان ؛ می خواهم برایت از دایی بنویسم و چشمهای هر روز خیس از اشک او

٬و مادری که نمی دانی بعد از تو چه به سرش آمد و ازغم مرگ تو قلب بیمارش تاب نمی آورد

٬بهانه ات را می گیرد هر روز و هر شب که چرا نمی آیی ٬ چرادر کنارشان نیستی٬

صدات در گوشه گوشه ی خونه به گوش میرسه که میخندی و بلند بلند حرف میزنی

همش دعامی کنیم که این حادثه فقط خوابی باشه ...دایی نگرانی اش اندازه ندارد٬

می دانی که چقدر مغرور و محکم است اما می بینم شانه هایش را که خم شده

 غم از دست دادن تو در عرض چند روز پیرش کرده٬باورش نمی شود که کاری از دستش

 بر نمی آید و باید فقط تحمل کند٬. شب وروز دیگر برایشان مفهومی نداره دیگه  بی تو زندگی

 برایشان معنی نداره هر لحظه چشمشان به در است و منتظرند که در را باز کنی و برگردی ٬

آره تنها یکدانه ی عزیز دردانه ی خانه بودی نمیدانم بی توچقد تاب و تحمل داشته باشند

اما رفتی و تنهایشان گذاشتی .خودت می دانستی که چقدر عزیزبودی هیچوقت دست هات

 از تو دستان دایی جدا نمیشد اما....الان دو هفته  است که اونو تنها گذاشتی و به تنهاییش

 و غصه و درداش فکر نکردی .دلم تنگ است برای دور هم جمع شدن و یک دل سیر خندیدن.

مثل همین عیدی که گذشت کاش زمان همان وقت متوقف میشد و تو هنوز در کنارمان بودی

 هیچ کس مرگ تو را باور نکرده  چراغ خاموش خانه همه را بی قرارکرده

 اره حال این روزامون خیلی خرابه واینو میتونی از روزای سخت پدر و مادرت که در

حسرت مرگ جگر گوشه خود اشک می ریزند ببینی که خدا می داند که این اشک ها

یک لحظه این درد را التیام نمی بخشند اما چاره ای نداریم

و همه راضیم به رضای او....

 روحت شاد

من تمنا کردم

 

که تو با من باشي

 

تو به من گفتي

 

هرگز هرگز

 

پاسخي سخت و درشت

 

و مرا غصه اين هرگز کشت...

گاهی گذشت میکنیم ....

گاهی گذر

ای کاش تو بدانی فرق این دو را ....!

سلام به همه دوستان عزیزم

ممنون که این مدت با وجود درس و امتحان و گرفتاری بازم به فکرم بودید 

و بهم سر زدید منو مثل همیشه شرمنده کردید

ببخشید اگه نتونستم مثل همیشه به موقع و سر وقت بیام که زحمت تونو جبران کنم

منم گرفتار امتحان و درس بودم که شکر خدا و با دعای خیر شما

 با موفقیت تموم شدو به جرگه فارغ تحصیلان پیوستیم

از همه تون بابت این همه محبت تشکر میکنم و

 خیلی خوشحالم که دوستان خوبی مثل شما دارم

امیدوارم که بتونم زود آپ کنم و در خدمتتون باشم....

 

                                                                                       خواهر کوچیک تون بیتا