سال نو مبارک....

سال نو مبارک

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

کارت پستال تحویل سال نو - عید نوروز

  بر آمد  بهاري ديگر

مست  و  زيبا  و  فريبا ، چون  دوست

سبدي  پيدا  کن ،

پر  کن  از  سوسن  و  سنبل  که  نکوست

همره  باد  بهاري  بفرست :

پيک  نوروزي  و  شادي  بر  دوست !

سلام به همه دوستان عزیزم

اینم از آخرین آپ سال ۸۸ : پیشاپیش سال  نو رو به همه شما دوستای خوبم تبریک میگم امیدوارم که سالی پر از برکت شادی موفقیت و سلامتی وتندرستی  پیش رو داشته باشید با خوبی ها و بدی ها هر آنچه که  بود برگی دیگر ی از دفتر روزگار ورق خورد برگی دیگر از درخت زمان بر زمین افتاد سالی دیگر گذشت امیدوارم که سال ۸۹ فقط و فقط براتون سرشار باشه از خوبی خوشی  ومحبت و موفقیت دوستی و تندرستی و هر آنچه که خودتون میخوایید....  خیلی خوشحالم که از طریق این وبلاگ با دوستای خوبی مثل شما آشنا شدم  دوستایی مثل :نینای جون -الهام جون-علیرضای عزیز - آقارضا که خیلی خوش اخلاقه تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد-سید حسین عزیز-الی جونم که این اواخر خیلی به من لطف داشت -محسن عزیز-و همتون که لطف کردین و بهم همیشه سر زدید...اگه بدی  کم و کاستی دلخوری ناراحتی یا حرفی ازم دید به بزرگی خودتون ببخشید  امیدوارم که در سال اینده بتونیم بهتر ازین باهم باشیم و این دوستی هم همیشه و تا سالیان سال پایدار بمونه. خیلی دوستتون دارمتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 دلم خیلی براتون تنگ میشه و برای دیدنتون تا بعد از تعطیلات لحظه شماری میکنمتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد روزاتون صورتی و بهتون خوش بگذره....تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدخداحافظتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

        گاه و بیگاه دلم میگیرد 

   خنده ام میمیرد

      گریه ام میگیرد

  گاه و بیگاه نه آنم که همیشه هستم

        مثل باران آرام

      روی دلتنگی خود میبارم

        گاه و بیگاه دلم میخواهد

    سری از خاطره ها بردارم

   گاه بیگاه دلم میخواهد

   باری از دوش خدا بردارم

   خنده ام میگیرد...

    مگر این باده ی ناب چه از من ساخته؟

 که مرا جای خدا انداخته

    گاه و بیگاه دلم میشکند

     دل من نازکی برگ گل است

      گاه و بیگاه گلی میبویم

      گاه و بیگاه به خود میگویم

        مگر این قطره ی اشک چه وزنی دارد؟

     که مرا تا هوس بال زدن میراند

     سبکی همچون برگ گل یاس

    دگر اینبار وقت رفتن ماست...

ایستگاه آخر ...

با تو هستم ای قلم

تو ای همراه و ای همزاد من

سرنوشت هر دومان حیران بازیهای زشت سر نوشت

شعرهایم را نوشتی , دست خوش

اشک هایم را کجا خواهی نوشت...؟؟

امروز ایستگاه آخر بود برای من برام دعا کنید

 

 

مینویسم برای تو.....

 
بايد قصه اي تازه آغاز كنم و نشان دهم كه هنوز ميتوانم عشق بورزم
باز هم برايت مينويسم از لحظه ضيافت من و دل كه در آن جاي تو خالي بود
و باز هم برايت مينويسم از عطش ديدار تو ,از بغض غربت كه واژه به واژه آن را گريه كردم

ابري ديگر فرا گرفته است
آسمان دلم را
ميان غباري از درد نشسته ام
به انتظار نگاه باراني

صده ها, هزاره هاست كه نشسته بر سكوي انتظار يخ بسته ام,سنگ شده ام بدل به تنديسي سيماني شده ام .مدتهاست كه زمان گم كرده بر قلب خالي اين تنديس سيماني چشم اميد دوخته ام و تو را كه نميدانم كيستي و فقط ميدانم مثل هيچكس نيستي ,انتظار ميكشم.
بر هر ضريحي,بر هر شاخساري,بر هر قفلي,بر هر سبزه و گلي,بر هر باغ و گلستاني,بر هر خاطره و خاطره اي و بر تمامي لحظه هاي فرصت رو به پايانم
آمدنت را دخيل بسته ام
 
بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

مي رفتم در امتداد نور ، بسوي بي نهايت

در حادثه و غم گم مي شدم

مي رفتم به سوي ديار نا آشنا

قدم هايم گواه من است

قدم هاي خسته من

آهسته آهسته بر مي داشتند گام ها را

تا اينكه رويايم با يك نگاه تو پر كشيد

دور شد ، از نظرناپديد گشت  حال...

قدم هايم بسوي تو گام بر ميدارند

                   بي آنكه بدانند خستگي چيست...خدمات وبلاگ نویسان جوان , قالب وبلاگ               www.bahar-20.com

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

 
 

دلتنگتم....

دلم برای باران تنگ شده است ، دلم برای صدای قطره هایش تنگ شده است

دلم تنگ است برای پرسه در زیر باران ، 

بارانی که به من آموخت رسم زندگی را.... 

دلم تنگ است برای صدای غرش آسمان ،  

برای ابرهای سیاه سرگردان ، برای زمستان..... 

براي آن روزها بارانی  برای قدم زدن در زیر آن و خالی کردن دل های پر از غم!

 مدتی است که دیگر نه بارانی است و نه ابری ،

   این روزها تنها یک قلب است که پر از درد دل است! 

نمی داند درد دلش را به چه کسی بگوید؟

 پس ای باران ببار که درد دلم را به تو بگویم....

بگذار من نیز مانند تو و همراه با تو ببارم...

 ببارم تا خالی شوم ، از غصه ها از دلتنگی ها رها شوم.... 

اگر دستی نیست برای آنکه اشکهایم را از گونه هایم پاک کند  

ای باران تو میتوانی با قطره هایت اشکهایی که از گونه هایم

سرازیر شده است را پاک کنی.... 

اگر کسی نیست که در کنار من قدم بزند و با من درد دل کن ،  

ای باران تو بیا بر من ببار تا خیس خیس شوم ، خیس تر از پرنده ای تنها که

بر روی بام خانه دلتنگی ها نشسته است و خسته است...... 

اگر بغض گلویم را گرفته است تنها یک آرزو برای خالی شدن خودم دارم ،

آرزوی غروب و باران را دارم...  

کاش غروبی بیاید همراه با باران برای خالی شدنم  

ای کاش و کاش و کاش یارم نیز در کنار آن دو باشد....... 

اما افسوس که او مثل یک پرستوی تنها سفر کرده است ، مرا تنها گذاشته است ،  

چشمهای مرا بارانی کرده است ، و دل مرا غمگین کرده است......

باران بیا  تا با هم خالی شویم ،

  تو از این بغضی که در آسمان فرا گرفته است خالی شو  و

من نیز  از این سرنوشت و  دوری خالی می شوم...

رفتن تو.....

شب بي رحم رفتن تو       شب درخودشکستنم بود

شب از پا نشستنم بود

شب بي تو ، شب بي من     
شب دل مرده هاي تنها بود
شب رفتن ، شب مردن        شب دل كندن من از ما بود

تلفن زنگ زد مامان گوشی رو برداشت همه ساکت بودیم و نگران از چیزی که نمیخواستیم بشنویم باصدای فریاد مادر به خودم اومدم :دیدی بدبخت شدیم .....

. آره درست حدس زدیم اتفاقی که نباید میفتاد افتادگوشم و گرفتم نمیخواستم حرف مامان و بشنوم که چی شده سرم سنگین شده بود برای چند دقیقه مات و مبهوت شدم نمیدونم کجا رفتم و چی شد ولی وقتی به خودم اومدم  مشغول گله کردن از خدا بودم که خدایا چرا... آخه چرا به جوونیش رحم نکردی مگه چند سال داشت هنوز  سی و هشت سالش بود خدایا برا این کارات چه حکمتی داری چرا به بچه هاش رحم نکردی به دختر کوچیکی که هنوز دو سالش نشده و هنوز چشم به راهه تا باباش از بیرون بیاد تا خودشو تو  بفلش بندازه و بابا یه دل سیر ببوسدش  آخه از غم بی پدری چی میفهمه  چی میدونه.. 

  دیگه کار از کار گذشته و دعاهام همه بی جواب موند شاید قسمتش این بود

اره همون کسی که ازتون خواستم برای سلامتیش دعا کنید دیگه نخواست برگرده رفت تا برای همیشه به آرامش برسه.....

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

جا داره که به دوست خوبم رضای عزیز به خاطر فوت مادر بزرگش تسلیت بگم امیدوارم که غم آخرشون باشه ...

روحشون شاد 

دعا کنیم....

سلام دوستان خوبم. امروز آپم با همیشه فرق داره  امروز دیگه حس حرفای قشنگ و احساسی و ندارم امروز ناراحتم به خاطر کسایی که سلامتیشون در خطره و مایی که خدا این نعمت بزرگ رو بهمون داده بی اهمیت داریم ازش میگذریم و گاهی فراموش میکنیم که از خدامون تشکر کنیم   امروز  میخوام ازتون یه خواهشی بکنم ازتون بخوام برای سلامتی چند نفر دعا کنید کسانی که این روزا بیشتر از هزار بار مرگ رو احساس کردن کسایی که هنوز جوونن و مثل ماها هنوز به آرزوهای قشنگشون نرسیدند

برای سلامتی کسی که ۳۸ سالشه و سه روز پیش سکته مغزی کرده و تو کماست وسه تا بچه داره و بچه کوچیکش دوسالشه...

برای سلامتی جوونی که ۲۴سالشه و سرطان خون داره و محتاج دعای همه ی ماست

برای سلامتی یکی از بستگان نزدیک خودم که تازگیا فهمیده سرطان ریه داره و سخت بیماره و روزای سختی رو داره میگذرونه 

برای سلامتی همه ی بیمارا دعا کنیم وبیشتر برای کسایی که وضعیتشون خطرناکه  از خدا بخواییم هیچ کسی رو نا امید نکنه  هیچ خونه ای رو بدون عزیز نزاره  از خدا بخواییم همه رو شفا بده....

خدایا از ت مى خوام به حق نام بزرگ و عزيزت به حق بزرگی و جلالت همه ی کسایی رو که بیمارن شفا بدی خدایا فقط یکبار دیگه بهشون رحم کن ...

پشیمانم .....

نمیدانم کجایی ؟ بیداری یا خوابی؟ هنوز مرا بخاطر داری یا نه...

اما من بیدارم مانند همیشه در شبان غم تنهایی خویش در سکوتی بی پایان.

تو همیشه در قلبم جای داری و هرگز تو را فراموش نخواهم کرد زیرا تو تنها رفیق منی

افسوس ...که پل دستانمان به دیوار و نگاه امیدوارمان به یآس .قلبهای عاشقمان به سکوتی شکننده و

پاهای پر از توانمان به ایستادن محکوم شده اند

دیر زمانی است که هیچ خبری از تو ندارم و پر از تردیدم اما تو را همیشه احساس میکنم .

در خیالم به جز تو سودای هیچ کس نیست و در قلبم به جزتو میل وصال با دگری نیست .

همیشه تو را در کنار خویش احساس میکنم و با تو زندگی میکنم .آیا تو هم در نبود من همین گونه ای؟!!!

 کاش بودی و التماس چشمانم را در پی بودنت میدیدی .کاش بودی و تکاپوی دستانم را برای

در بر گرفتن دستان گرمت را میدیدی

  کاش بودی و تپش قلب شکسته ام را حس میکردی .

 کاش بودی و چهره ی خسته ام را مینگریستی .کاش بودی تا من در تنهایی نبودنت غبطه

 نمیخوردم . کاش بودی تا با لبخندی از شادی و محبت از تو بخاطر تمام رفتارهای ناپسندم

 عذرخواهی میکردم و دیگر تو را نمیازردم.

اینک فهمیدم که چه گوهری را از کف داده ام . حال میفهمم قدر دوست داشتن را و حسرت

 میخورم که چرا آن زمان به تو عشق نورزیدم در حالی که با عشق و احساس کنونی

میتوانستم دنیا را فتح و به تو تقدیم کنم

از بسیاری از گفته های خویش پشیمانم . کاش مرا ببخشی و برگردی

زیرا که نبودنت برای من برابر مرگ است

زندگی بدون تو آزمون سخت زنده بگوریست....