لمس کن...

لمس کن کلماتی را که برایت می نویسم

تا بخوانی و بفهمی چقدر جایت خالیست

تا بداني نبودنت آزارم مي دهد

لمس کن نوشته هایی را که لمس ناشدنیست و عریان

كه از قلبم بر قلم و كاغذ مي چكد

لمس کن گونه هایم را که خيس اشك است

لمس کن لحظه هایم را

تویی که قدر روز ها را نمیدانی

لمس کن این با تو نبودن ها را

لمس کن ...تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ "*.۩۞۩ کل کل دختر و پسر ۩۞۩.*" www.anti-bg.blogfa.com

از هياهوي واژه ها خسته ام

من سكوتم را از اوراق سپيد آموخته ام

آيا سكوت روشن ترين واژه ها نيست؟

هميشه در خلوت مرگ را مجسم ديده ام

آيا مرگ خونسرد ترين واژه ها نيست؟

تا چشم گشودم از چشم زندگي افتادم

شبي ،شايد امشب زير نور يك واژه  خواهم نشست

نام معشوقه ام را بر حواس پنجگانه ام خال خواهم كوفت

و هم زمان پايين آخرين برگ خاطراتم خواهم نوشت : پايان

لبریز از تو...

قدرت فاصله ها را دیدم

 باز من لبریزم

از فراوانی روئیدن گل

فکر بوئیدن گل

شب شبیه هوس است

شعر پرواز دل از این قفس است

مثل سروی آزاد

رقص پرده در باد

بستر خواب چه فرقی دارد علف تر باشد

یا که از زر باشد

این مهم است که خواب

خواب در چشم من آماده دیدار تو است...

و من آرامش چشمان تو را ....

تو که در باور مهتابی عشق

رنگ دریا داری

فکر امروزت باش

به کجا می نگری

زندگی ثانیه ایست

وسعت ثانیه را می فهمی

می شود مثل نسیم

بال در بال چکاوک

بوسه بر قلب شقایق بزنیم

 بودنت تنها نیست

تو خدا را داری

و من آرامش چشمان تو را ....