نگران نباش

چشم های ِ وحشی ِ مرا

هیچ نگاه هرزه ای رام نخواهد کرد ...

 تو فقط

از مرز چشم های دلم ،

پا بیرون نگذار ...

می دانی

من هنوز هم در پس تمام اتفاق هایی که نیفتاده اند

می شکنم ...

چشم هایت را ببند

گوش کن

دخترکی دلش را بغل گرفته

و زیر آوارِ بغض های فروریخته اش

جیغ می کشد ...