کوله بار سفرت رفت و نگاهم را برد

نه تو دیگر هستی

نه نگاهی که در آن دلخوشی ام سبز شود

سایه می داند که به دنبال نگاهم

 همچون ابر سرگردانم....

 

نگرانم که تو تنها ماندی

نگرانم

که غزل جان بدهد

تو پس از من به کدامین شانه...؟

چه کسی باید تاوان بدهد؟

 

بگذار عشق زمین گیر شود, بعد برو

یا دیده از دیدنت سیر شود ,بعد برو

ای کبوتر تو اگر پر بکشی دل من میشکند

بگذار عشق به زنجیر شود , بعد برو...