خیلی دیره...

کوله بار سفرت رفت و نگاهم را برد
نه تو دیگر هستی
نه نگاهی که در آن دلخوشی ام سبز شود
سایه می داند که به دنبال نگاهم
همچون ابر سرگردانم....
![]()
![]()
نگرانم که تو تنها ماندی
نگرانم
که غزل جان بدهد
تو پس از من به کدامین شانه...؟
چه کسی باید تاوان بدهد؟
![]()
![]()
بگذار عشق زمین گیر شود, بعد برو
یا دیده از دیدنت سیر شود ,بعد برو
ای کبوتر تو اگر پر بکشی دل من میشکند
بگذار عشق به زنجیر شود , بعد برو...
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 14:8 توسط بیتا
|